تبليغاتX
کویر بادرود

کویر بادرود

تحلیل مسائل اجتماعی- فرهنگی -هنری- سیاسی شهر بادرود

خواب دیدم...

دوستان عزیز پوزش ما را پذیرا باشید اگر اشکالات فنی و ادبی فراوانی در این به حساب شعر وجود داشت، اشکالات آن را به پای کمبود وقت و کم خردی ما بگذارید....

خواب دیدیم که شبی سالم و شاد           آمدم هلهله‌گو جانب باد

فارغ از آدم و عالم بودم                           تهی از غصه و از غم بودم

آن‌چنان سرعت ما گشت زیاد                  که یهو عمرک ما رفت به باد

چشممان چون که بشد باز و فراخ            حس نمودم که شدم شاخ به شاخ

له شدم در وسط خودرو خود                   تکه‌های بدنم قد نخود

ناگهان صوتِ حسین‌خانِ شریف              ضربه زد بر من نالان و نحیف

بعد دیدم که درون کفنم                         شست غسال تمام بدنم

روی تابوت نهادند مرا                            بعد کردند بسی حمد و ثنا

 این یکی گفت عجب مردی بود              عاشق خدمت و همدردی بود

این یکی گفت که اهل کرمم                  نشده ترک صلاتین شبم

این یکی گفت که خیّر بودم                   صادق و باصر و شاکر بودم

در کف این سخنان خوش بودم               در ته قبر کمی آسودم

آن جماعت که ندیدم به جهان               بر سر قبر به اندوه و فغان

همگی گشته سیه‌پوش و خزان             همه در حسرتِ این شادروان

روح من رفت چو سوی منزل                 آه بسیار کشید از ته دل

چشم من خورد به آن دیگ سیاه           زندگی در نظرم گشت تباه

دیگ اول به برنج بود سوار                   دیگ دوم پر زمرغ پروار

به خودم طعنه زدم کی بدبخت             سرِهم کرده تو این پول، چه سخت

حال بین مفتخوران سر دیگ                حمله آرند به سمت تهِ دیگ

دوغ و سالاد و دلستر بَرِشان                و دو بشقاب برای شبشان

آن طرف « اوز»  میان خرما          این چنین هوش پرید از سرما

ساعتِ  یکِ شب و اهل و عیال            جملگی خسته و غمگین و ملال

خلق می‌آمد و در منزل ما                   بحث می‌کرد ز شورا و سنا

خلق هی آمد و هی رفت زیاد             خرج خرما و غذا گشت زیاد

زیر لب دکتر همسایه ما                      گفت وقتم بگرفتی تو چرا؟؟

روز دیگر و چنین بود هنوز                   خانه ما شده پاتوق، شب و روز

چون بشد عصر همه اهل عزا               شد روانه به بر مسجد ما...

(ادامه دارد)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 23:9  توسط کویر  | 

مادر، مادر است...

تقدیم به تمام مادران شهرم...

مادر زیباترین و مقدسترین واژه هستی است، مادر آیینه تمام نمای مهر و مهربانیست، مادر گنجینه عشق است عشق است و عشق، با خود اندیشیدم کدامین واژه را در وصفت به کار گیرم؟ عشق؟ محبت؟ ایثار؟ گذشت؟ زیبایی؟مهربانی؟ احساس؟ عاطفه؟... نه هیچ یک از این لغات لیاقت وصف تو را ندارد چون تو انتهای واژه هایی و هیچ واژه ای یارای وصفت را ندارد...

مادر یعنی گذشت، گذشت، گذشت... نه گذشت شرمنده ات می شود وقتی از میان هر چیزی بهترینها را برای فرزند می خواهی و همیشه به کمترینها قانعی، محبت شرمنده تو می شود وقتی هر لرزش فرزندت خواب را از چشمانت می رباید و تا لبخند بر لبانش ننشیند بالینش را ترک نخواهی کرد، احساس و عاطفه در برابرت قد خم می کنند آن دم که دلت برای لحظه لحظه زندگی شیرین فرزندت هم شور می زند و گویی تو به دنیا نیامده ای که زندگی کنی، که آمده ای تا زندگانی ببخشی و دیگر هیچ...

آری مادر، مادر است و هیچ چیز و هیچ کس چون مادر نیست، عشق می ورزد حتی اگر عشقی نبیند، دوست می دارد حتی اگر دوست داشته نشود، فراموشت نمی کند حتی اگر فراموش شود، محبت می کند حتی اگر از او دریغ شود، دعایت می کند حتی اگر لایقش نباشی و چه نیکو گفته اند که بهشت زیر پای مادران است و چه بهشتی زیباتر و خوشتر از آغوش گرم مادر ...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 22:44  توسط کویر  | 

من و او

روز- خارجی- جایگاه سوخت سی ان جی نزدیک سن سن

(وقتی کویر گرفتار صف طولانی آن هم در جایگاهی نزدیکی کاشان می شودو از 6 نازل موجود تنها دو نازل مشغول خدمت رسانی هستند)

من: خسته نباشی

او زیر چشمی نگاهی می کند و به زور چیزی را زمزمه می کند که برایم نامفهوم بود

من: می بخشید چرا اون دو تا نازل دیگه رو راه نمیندازین تا مردم تو صف وانیسن؟

او: (در حالی که خیلی بابت این سوال رنجیده خاطر شده بود و درخواست بنده برایش عجیب بود) خرابه کار نمیکنن

من: یعنی از 6 تا فقط دوتاش درسته

او: آره مگه نمیبینی؟

من: من میبینم ولی گفتم لابد شما این جماعت رو نمیبینی که تو این گرما تو صف وایساده، گفتم یادآوری کنم شاید اشتباهی پیش اومده باشه

او: مام میبینیم ولی چیکار کنم، خرابه

من: خوب بگین بیان درست کنن

او: گفتیم نیومدن

من: بهشون بگین مردم اعتراض میکنن زودتر بیاین

او: ولی هیشکی اعتراضی نکرده شما اولین نفر هستین

من: خوب پس لابد من مشکل دارم( پول سوخت رو میدم و در حالی که سرم را تکان می دهم به ماشینهای منتظر در صف نگاه می کنم از جایگاه خارج می شوم)


یک ماه بعد- همان جا- همان آدم- همان وضعیت!!!:

من: هنوز شلوغه حاجی؟ نیومدن درست کنن

او: ( یارو که انگار قیافه من رو تو ذهنش ذخیره کرده بود) نه بابا هنوز نیومدن

من: یعنی یه ماهه به طرف میگین بیاد درست کنه و نمیاد! آخه کسی اعتراضی نمیکنه؟!!

او: والا به جز شما هنوز کسی چیزی نگفته! واسه چی عجله کنیم!

من: یعنی توی این یک ماه هیشکی نگفت چرا از شیش تا نازل فقط دوتاش کار میکنه

او: بابا ملت عادت کردن به صف، شمام بهتره چیزی نگی

من: آره خوب منم باشم وقتی ببینم کسی چیزی نمیگه درستشون نمیکنم

 و در حالی که موجی از بهت مرا فرا گرفته بود از جایگاه خارج شدم و به این می اندیشیدم که چرا هیچ یک از ما در جامعه احساس مسئولیت نمیکنیم و همه ضعف ها و کمبودها را به گردن دیگران می اندازیم! چرا همیشه دیگران عامل بدبختی ما هستند، پس نقش ما به عنوان یک شهروند در جامعه چیست؟ به راستی اگر هریک از ما در برابر کمبودها ضمن حفظ احترام و رعایت ادب خواسته های منطقی مان را ابراز کنیم و از دیگران انتظار پاسخگویی داشته باشیم، آیا امور به نحوی مطلوبتری سامان نخواهد یافت؟ به نظر شما وقتی مسئول جایگاه سوخت در برابر ضعف در خدمترسانی در برابر هیچکس پاسخگو نیست و مردم هم از وی مطالبه ای ندارند و به هر شرایطی عادت می کنند امیدی به بهبود اوضاع هست؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 22:53  توسط کویر  | 

فیروزی در اصفهان

به منظور پی گیری مشکلات و معضلات حوزه انتخابیه محمد فیروزی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی روز چهارشنبه 20/2/91 طی سفری به مرکز استان و دیدار با مسوولین استانی مشکلات و معضلات حوزه انتخابیه را پی گیری نمودند.

ایشان ضمن دیدار با معاونین و مدیران کل استانداری با آقایان قادری مدیرکل کار تعاون و رفاه اجتماعی ،زمانی رییس شرکت مخابرات،طغیانی رییس شرکت گاز،محمود زاده مدیر کل راه و شهر سازی ،مستولی زاده مدیر کل بنیاد مسکن نیز دیدار و گفتگو داشتند.

منبع: معرفت بادرود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 18:45  توسط کویر  | 

تابلویی به قدمت تاریخ

(مخاطبان عزیز کویر، از اینکه مجبوریم به دلیل اشتغالات فراوان و کمبود وقت و البته کمبود سوژه در پاره ای از مواقع با مطالب تکراری در خدمت شما باشیم عذرخواهی میکنیم اما باور کنید اگر بعضی این مطالب را یک قرن دیگر بنویسیم هنوز هم مسائل مبتلا به شهر هستند و هیچ وقت از اهمیت نمی افتند!!!!)

و چون کوروش با سپاهیانش جانب باد در پیش گرفت و شهر را در چشم به هم زدنی در زیر سیطره خود گرفت، در آئین پایکوبی این فتح بزرگ ، من باب احترامی که نسبت به آزادی ادیان از خود می نمود و خویشتن را مردی صلح جو و دموکرات می دانست،  به سپاهیانش دستور همی داد تابلویی بر دروازه اصلی شهر نصب کنند و فرمان داد تصویر آستان مقدس را به دلیل قداست و احترام مردم بادرود به آن دو بزرگوار بر روی تابلویی حک کنند، هنرمندان و صنعتگران بی شماری شبانه روز خون دل خوردند و گردش ایام چرخید و چرخید تا بالاخره انتظار به سر رسید و تابلو باشکوه در موعد مقرر در محل مقدّر نصب گردید!

از آن روز تا کنون خورشید میلیونها بار از پشت تپه های عباس آباد طلوع کرده و در پشت کوه های کرکس غروب کرده است اما این بنای باشکوه و باستانی سربلند و استوار چشم نوازی می کند!

آنچه باستان شناسان و تاریخ نگاران را در ابهام فرو برده و سعی در کشف این گره کور از این بنای تاریخی دارند این است که به راستی این تصویر متعلق به بنای آستان در دوران کوروش است یا حال را به تصویر می کشد! نماهای به کارگرفته شده در این تابلو با وضعیت کنونی آن فرسنگ ها تفاوت دارد!

 در این تصویر خیال انگیز بنای آستان در شباهتی بی نظیر با پل تاریخی سی و سه پل اصفهان همطرازی می کند، چهار گلدسته برافراشته در کنار گنبد آدمی را به این فکر فرو می برد که سرنوشت دو گلدسته ای که در بنای حاضر اثری از آنها یافت نمی شود چه شده است؟ آیا سرنوشتی جز سرنوشت قلعه بادرود برای این دو گلدسته رقم خورده است؟ این سوالیست که ذهن بازدیدکنندگان را بعد از دیدن این تابلوی زیبا به خود مشغول می کند!!!

پربیراه نیست که تقدیری داشته باشیم شایسته و در خور تلاش و همت مسئولین که از زمان کوروش نخستین تا این روز، این اثر گرانقدر را از گزند تحریف و تغییر حفظ کرده اند و امید است این تابلو تا قرنها بعد هم به همین شکل و سبک و سیاق باقی بماند و مبادا دست آدمی در تغییر رنگ و رو و چند وچون این تابلو عظیم و شگرف به کار افتد و این اثر باستانی و تاریخی نیز به سرنوشت قلعه ها و اب انبارها و خانه های قدیمی دچار شود....

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:30  توسط کویر  | 

حضور دختران بادرودی در تسخیر کویر شهداد کرمان

عبدالعظیم شکاری مسئول هیات کوهنوردی با اعلام خبر فوق گفت:

دو نفر از دختران کوهنوردی بادرود (معصومه سادات چاکری ،نایب ریس هیات ـ ام البنین مرتضوی،سرپرست گروه کوهنوردی خواهران آقاعلی عباس)همراه با تیم اعزامی از اصفهان در این همایش کشوری در شهداد کرمان حضور یافتند.

لازم به ذکر است که تسخیر فوق برای اولین بار توسط دختران بادرودی صورت گرفته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:46  توسط کویر  | 

نیمه نهایی چهار در چهار ...

پخش دیدار نیمه نهایی مسابقه 4در4

( مسابقات علمی، هنری، ورزشی دانشجویان علوم انسانی کشور)

دانشگاه کاشان- دانشگاه همدان

سه شنبه 19 اردیبهشت ساعت16:45( تکرار چهارشنبه صبح ساعت 9)

شبکه4

شایان ذکر است حمیدرضا کبیری دانشجوی بادرودی عضو تیم دانشگاه کاشان که بارها و بارها با صدای خود و مهارت در گویندگی مجری برنامه را وادار به تعریف کرد، دلیل اصلی اطلاعرسانی ما درباره این مسابقه می باشد.


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:33  توسط کویر  | 

یک اریسمانی در جمع اساتید برگزیده دانشگاه کاشان

دکتز حسین دهقانی قربی، استاد نمونه آموزشی دانشگاه کاشان شد.

دکتر حسین دهقانی قربی، متولد اریسمان، در رشته دکترای شیمی معدنی از دانشگاه شیراز دانش آموخته شده و در حال حاضر عضو هئیت علمی دانشکده شیمی دانشگاه کاشان می باشد.

شایان ذکر است هر ساله به مناسبت بزرگداشت هفته استاد از اساتید نمونه آموزشی دانشگاه کاشان تجلیل می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:48  توسط کویر  | 

ادامه چهاردرچهار....

همشهریانی که مسابقه چهار در چهار رو با حضور دانشجوی بادرودی در تیم دانشگاه کاشان دنبال می کنند مستحضر باشند، امروز دوشنبه 18 اردیبهشت ساعت 16:45 رقابت دانشگاه کاشان و دانشگاه شهیدبهشتی تهران از شبکه 4 صداوسیما جمهوری اسلامی ایران پخش خواهد شد.

حمیدرضا کبیری از بادرود دانشجوی سال چهارم رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان یکی از اعضای اصلی تیم چهارنفره دانشگاه کاشان در این دوره از رقابتهاست.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:24  توسط کویر  | 

جنجال ممنوع، کنکوریها آرامش می خواهند...

در روزهای اخیر و با اعلام انتقال برگزاری کنکور سراسری سال 91 از نطنز به کاشان موجی از نگرانی و اضطراب کنکوری ها و خانواده های آنان را فرا گرفته است. کنکوریهایی که این روزها بیش از هرچیزی نیازمند آرامش هستند، هر روز اخبار مختلفی از کنکور می شنوند و کسی پاسخگوی سردرگمی آنان نیست .

 چند سال قبل که با تلاش مسئولین منطقه، کنکوریهای بادرودی در شهر و زادگاهشان این آزمون سخت را پشت سر می گذاشتند، باعث انبساط خاطر و خرسندی خانواده های بادرودی شده بود اما در سال گذشته و با تصمیم سازمان سنجش کشور مبنی بر برگزاری کنکور در شهرهایی که دانشگاههای دولتی یا پیام نور دارند، این امکان از بادرودیها سلب شد و نطنز میزبان کنکوری های بادرودی بود آن هم در شرایطی که موفقیت و آمار قبولی بادرودیها در کل کشور کم نظیر و حتی بی نظیر بود.

حال در آستانه برگزاری کنکور نود و یک و احتمال برگزاری کنکور سراسری بادرودیها در کاشان امیدواریم هم رسانه ها و هم مسئولین از هیاهو و ایجاد تنش خودداری کنند و در فضایی مسالمت آمیز و دور از جنجال برای تغییر این وضعیت تلاش کنند.

مطمئناً این مشکل به دلیل کم کاری مسئولین محلی و حتی شهرستان و یا اعضای شورای شهر به وجود نیامده و نمی توان این دوستان را مقصر قلمداد کرد، اما می توان دوستانه از این عزیزان درخواست کرد که برای حل این مشکل، تدابیری بیندیشند و با رایزنی و مکاتبه با مسئولین سازمان سنجش امکان برگزاری کنکور را در بادرود فراهم سازند.

تلاش منتخب مردم نطنز، قمصر و بادرود به همراه پیگیری اعضای شورای شهر می تواند نویدبخش اخباری خوش در طی روزهای آینده باشد. این امر در شرایطی محتمل است که اعضای شورای شهر و جناب آقای فیروزی بدون توجه به اظهارنظرهای متفاوتی که در رسانه ها منعکس میشود به تلاش خود برای حل این مشکل ادامه دهند و وبلاگهای محلی نیز با حفظ آرامش که مطمئناً به سود کنکوری های بادرودی خواهد بود، مسئولین را در حل این مشکل یاری دهند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 21:23  توسط کویر  | 

بادرودی ها در قطر هم افتخارآفرینی می کنند...

تیم العربی قطر( در رده نوجوانان لیگ قطر) با درخشش مهران کبیری، نوجوان خوش آتیه بادرودی مقام قهرمانی این دوره از مسابقات را از آن خود کرد.

وبلاگ کویر بادرود ضمن تبریک این موفقیت به ایشان و خانواده محترم کبیری، موفقیت روزافزون این نوجوان بادرودی را از خداوند متعال خواستار است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:46  توسط کویر  | 

موضوع انشاء: هرچه درباره کلنگ می دانید بنویسید!!!


(لطفاً با ضمیر کودکانه خود این متن را بخوانید)

من کلنگ را خیلی دوست دارم، کلنگ یکی از نعمتهای خوب خداوند است و سود زیادی برای ما انسانها دارد و ما انسانها از آن استفاده های زیادی میکنیم. برادر دوست من به خاطر همین یک کلنگ فروشی باز کرده است و هر روز عده ای آدمها که کت و شلوار دارند تعداد زیادی کلنگ از او می خرند و در جاهای مختلف استفاده می کنند. من هر روز از تلوزیون و اخبار می بینم که بعضی از مردم به جاهای مختلف می روند و کلنگ ها را با گل آرایش می کنند و آنها را به زمین می زنند؛ این کار ورزش خیلی خوب هست و به سلامتی آنها کمک می کند و باعث می شود تا مسئولین دستهای قویتری داشته باشند. یک بار از برادرم پرسیدم چرا وقتی مسئولین به جایی می روند کلنگ می زنند، برادرم که همیشه یک جوری حرف می زند که من متوجه منظورش نمیشوم گفت آنها می دانند که برای ساختن نیازی به کلنگ نداریم چرا که از کلنگ برای خراب کردن استفاده می کنیم برای همین وقتی کلنگی را به زمین می زنند معنی اش این است که قرار نیست چیزی ساخته شود بلکه احتمال دارد چیزهایی خراب شود! وقتی من خوب به جمله برادرم دقت کردم متوجه شدم که راست می گوید، چون از وقتی در شهر ما کلنگهای زیادی به زمین می زنند شهرمان خرابتر و ویرانتر شده است.

بعضی ها کلنگها را خیلی دوست دارند و آن را پشت ماشینشان می گذارند و به هر شهری که می روند همراه خودشان می برند تا هرجایی که کم آوردند آن را به زمین بزنند و با آن عکس بگیرند. برادر دوستم می گفت اگر کسی می خواهد مدیر خوبی شود باید حتماً بتواند کلنگ دستش بگیرد و آن را به زمین بزند وگرنه او نمی تواند مدیر خوبی باشد.

من خودم فکر میکنم کلنگ باعث می شود که مردم زیادی کار پیدا کنند چون پدرم می گفت بعضیها با کلنگ مردم را سر کار می گذارند و این خیلی خوب است که با یک کلنگ جوانها و مردم سر کار می روند و مشکلات بیکاران حل می شود!

من در پایان نتیجه نگرفتم که کلنگ چیز خوبی هست یا نه ولی فهمیده ام که بعضی مردم آن را خیلی دوست دارند و بعضی مردم هم با دیدن کلنگ حالشان بد می شود ...

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 21:28  توسط کویر  | 

دیدار محمد فیروزی با وزیر آموزش و پرورش


به گزارش مركز اطلاع رساني وروابط عمومي وزارت آموزش وپرورش، بعد از ظهر 12 ارديبهشت ماه و همزمان با آغاز هفته گراميداشت مقام معلم جمعي از نمايندگان فرهنگي منتخب مجلس نهم شوراي اسلامي در نشستي صميمانه با دكتر حاجي بابايي وزير آموزش و پرورش و معاونين اين وزارتخانه در اردوگاه شهيد باهنر ديدار كردند.

بر اساس اين گزارش ، نمايندگان فرهنگي منتخب نهم مجلس شوراي اسلامي روي كرد ، وزارت آموزش و پرورش را مثبت و رو به جلو دانستند و خواستار اجراي دقيق سند تحول بنيادين براي تحقق تحول در امر آموزش كشور شدند.

بنابر اين گزارش ؛در اين نشست به مواردي نظير تصويب سند تحول بنيادين ، ايجاد امنيت شغلي  و افزايش جايگاه و شان فرهنگيان و .... كه از مصاديق 290 اقدام وزارت آموزش و پرورش است اشاره شد و از آن به عنوان دستاوردي بي بديل و اقدامي بي نظير در طول انقلاب اسلامي ياد شد.

در اين نشست موضوعاتي مانند تغيير محتوايي در كتب درسي ، ايجاد تفاوت در شيوه پرداخت حقوق ، شيوه انتخاب مديران ، طرح يك نوبته شدن مدارس ، وجود مشكلات در سطح شهرستان هاي محروم و ... از دغدغه هاي نمايندگان فرهنگي بود كه با وزير آموزش و پرورش مطرح شد .

 محمد فیروز ی نماینده نطنز بادرود و قمصر هم در این نشست صمیمی در مورد مسائل و مشکلات همکاران فرهنگی در بحث معیشت ،مسائل آموزشی و پرورشی منطقه و همچنین مشکل فرسودگی فضاهای آموزشی منطقه نکاتی را به سمع و نظر وزیر محترم رساندند

گفتني است ؛ مقرر شد كه انتقادات و پيشنهادات نمايندگان مورد بررسي و پيگيري قرار گيرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 10:22  توسط کویر  | 

نامه وارده!!!

سلام کویر بادرود

اینکه شما به مسائلی مهمی مثل بیمارستان می پردازید خوبه ولی بهتره بعضی مسائل رو که مردم عادی خیلی لمس نمی کنن پیگیری کنید به عرضتون برسونم متاسفانه بودجه ای که از طرف استان برای ادارت بخش بادرود تصویب میشه با اون چیزی که توی ادارات شهر هزینه میشه خیلی تفاوت داره و معلوم نیست بعضی از این پولها کجا هزینه میشن؟ من میتونم بگم کمتر از ده درصد بودجه ادارات به خود ادارات میرسه و بقیه به اسم بادرود خرج مسائل دیگه میشه و هیچکس هم به این مسئله اعتراض نمیکنه. این مسئله رو میتونی از رئیس ادارات مختلف بادرود بپرسی مثلاً تربیت بدنی، فنی و حرفه ای، مراکز بهداشتی، کمیته امداد، کانون پرورشی، بهزیستی، اداره گاز و ... بودجه هایی براشون میاد ولی متاسفانه توی این ادارات هزینه نمیشه ضمن اینکه حتی بعضی مواقع به اسم ادارات بادرود سند میخوره! اگر شما واقعا دلسوز شهر هستید این مسئله را پیگیری کنید

توضیحات کویر بادرود:

از اینکه میبنیم شهروندانی هستند که به مسائل منطقه حساس هستند و حتی برخی جزئیات را هم به دقت رصد می کنند خرسند و شادمانیم و بابت وجود چنین شهروندانی به خود می بالیم چرا که لازمه هر پیشرفت و توسعه شهر وجود چنین افرادی دلسوز، حساس و پیگیر می باشد.

ما امیدواریم برخلاف نطر دوست عزیزمان این مطلب واقعیت نداشته باشد و بودجه مصوب هر اداره ای مخصوصاً اگر به نام اداره خاصی سند می خورد بابت تامین هزینه همان اداره مصرف شود چرا که این بودجه در واقع حق قانونی و شرعی شهروندان بوده و هرگونه کم کاری یا تغییر در هزینه این بودجه ها باعث پایمال شدن حق مردم این منطقه خواهد شد. مطمئناً مردم شهر بادرود بیش از هر زمان دیگری نیازمند بودجه های مصوب استانی هستند و در صورتی که این اعتبارات به صورت واقعی و مصوب در هر اداره هزینه شود بسیاری از مشکلات شهروندان بادرودی تعدیل یا رفع خواهد شد.

مطمئناً نظارت و یا داوری در مورد این مسئله وظیفه ما وبلاگنویسان نبوده و نیست و بنده حقیر از تایید یا رد نامه وارده این دوست عزیز معذورم ولی امیدوارم مسئولین ذیربط بویژه بخشدار محترم با ارائه اسنادی معتبر و دقیق از بودجه ادارت منطقه و همچنین درآمد و هزینه هر اداره به صورت شفاف پاسخگوی شهروندان بادرودی باشد و در صورتی که چنین مسئله ای خدای ناکرده صحت داشته باشد، با مسببین و عاملین این تخلفات برخورد جدی صورت گیرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 13:39  توسط کویر  | 

همه معلمهای من... روزتان مبارک

هیچگاه اولین روزی که قدم در کلاس درس و مدرسه گذاشتم را فراموش نمی کنم، آن روز تنها چیزی که باعث آرامشم شد لبخند زیبا و همیشگی معلم مهربانم بود! آقای شکری که بیش از 15 سال است که هیچ خبری از او ندارم ولی آرزو می کنم هرکجا که هست سالم و موفق باشد، از آقای شکری لبخندهای پدرانه بیش از هر چیز دیگری در ذهنم تداعی می شود، از آقای مهدوی معلم کلاس دومم جدیت همراه با مهربانیش، خاطرم را آرام می کند، جناب آقای میرانزاده با آن متانت و وقار خاص خود و دلسوزی ای که نسبت به بچه ها داشت هیچگاه از خاطرم فراموش نمی شود! بازی های فوتبالی که با معلم چهارمم جناب آقای فخرالله سپهری داشتم شیرینی خاصی برایم داشت و در کلاس پنجم در محضر جناب آقای نرجسیان صداقت و مهربانی را فرا گرفتم...

همه اینها در کنار مدیریت پدرانه آقای عبدالله ترابی و مهرورزی ناظم منظم دبستان آقای علی صولتیان و حسن ترابی بخشی از خاطرات من در دوران شیرین دبستان است...

از دوران راهنمایی بیش از همه چیز جدیت آقایان عباس شفعیان و حسین شریفی در اداکردن فریضه نمازجماعت در مدرسه ذهنم را مشغول می کند، از فراگرفتن تاریخ و اجتماعی در محضر معلمانی چون آقایان ولی الله زمانی و ذبیح الله نرجسیان، علی خدایاری و آقای نرگسیان اریسمانی... از همهمه کلاس زبان خارجی آقای قصار تا دوستی های برادرانه با آقای اسدی... از آموختن زبان و ادبیات فارسی در نزد آقای صادقی و سلمانی و کلاس پربار دینی و عربی و قرآن در کنار بزرگوارانی چون آقایان عبدالناصر قاسمی، آقای یزدانفر و یزدانمهر اریسمانی و البته آقای شریفی و تکالیف نمازهای جمعه مان... از کلاس های سخت ریاضی و یاد اساتید زحمتکشی چون آقای حسن ایرانیان و آقای اوغانی آرانی، از کلاس حرفه و فن و زحمات آقایان عباس عبدلی و عباس کرمانی نژاد، از زنگ فرحناک ورزش و جیگر درآوردنهای آقای عبدالله گندمی و آقای میلاجردی و احمد طباطبائی...از هنر زیبا و خلاقیت معلم هنرم جناب آقای حسن برآور،  از نکات آموزنده و همیشه جذاب آقای اعظم خان اعرابی و آقای حسین بابایی در کلاس های درس علوم  و صدالبته مدیریت جناب آقای زمانی و کاشتن درختهای حیاط مدرسه کرمانی نژاد که این روزها که میبینمشان هیچ شباهتی با نهالهای کوچولوی 15 سال پیش ندارد، همه و همه خاطرات شیرین من از دوران راهنمایی است...

خاطرات من از دوران دبیرستان اما با تلخی آغاز می شود، تلخی از دست دادن مدیری موفق و دلسوز به نام آقای عباس مهرزاد، مدیری که هیچگاه نمی توانم نبودنش را باور کنم، معلمی که به معنای واقعی پدر بود... معاونت آقای اخلاقی و آقای شاهدی به این راحتی از ذهن من خارج نمی شود...  تلاش و زحمات آقای صفاری و محمد مهرزاد در درس همیشه سخت ریاضی... خاطرات شیرین من در کلاس درس تاریخ آقای سپهری و آقای اکبریان درس تاریخ را برای من شیرین و شیرین تر می کند، لهجه زیبای آقای کامرانی در درس جغرافی برای همیشه در خاطر من حک شده، کلاس های آموزنده آقای شافعی و ستاره در کلاسهای ادبیات و تاریخ ادبیات را از خاطرم فراموش نخواهم کرد، حرص خوردنهای آقای اصیلیان دبیر محترم درس فیزیک و آقای ماهیان در درس شیمی از نمرات شیمی و فیزیک من خاطرات شیرین آن دوران برای من است...از مهربانی و دلسوزی دبیر درس علوم اجتماعی آقای حسین رجبی مقدم، از جدیت آقای عبدالله زینعلی در کلاسهای درس ورزش ، از تلاش و کوشش خستگی ناپذیر آقای عباس باغبانیان و آقای خاکسار در امور تربیتی و پرورشی، از کتهای همیشه گچی معلم سختکوشم آقای محمد جوانی، از شور و حرارت مثالزدنی دبیر ادبیات جناب آقای حسین نقدی، از مهربانی و صداقت آقای حسنعلی شفیعی در کلاس زبان و از جدیت و همت بی نظیر و سخت گیری های بجای آقای علیرضا مهرزاد در دروس فلسفه و منطق ... از حکایت های آموزنده ژاپنی گونه آقای معزی دبیر اقتصاد و از کلاسهای خودمانی شیخ عباس فخاری و عباس رجبی و از همه و همه تا پایان عمرم به نیکی یاد خواهم کرد و هیچگاه زحمات و تلاش های پدرانه این عزیزان و همه کسانی را که شاید به علت تعدد اسامی نامی از آنها نبرده ام را فراموش نخواهم کرد... از راه دور دست یکایک این عزیزان را می بوسم و امیدوارم لحظه لحظه زندگی شان همراه با خوشی و شادمانی و سلامتی و مهمتر از همه عاقبت بخیری باشد...

همه معلمان عزیزم روزتان مبارک!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 7:32  توسط کویر  | 

کاروانسرا، توقفگاه، استراحتگاه یا ...

چندصباحیست عادت کرده ایم اخباری بر روی وبلاگهای محلی یا فضای مجازی قرار گیرد و خبر خوش بیمارستان بادرود را به بادرودیها هدیه کند، اما غافل از اینکه در این چند سال اخیر نه تنها اقدامات مثبت زیادی صورت نگرفته، بلکه برخی از تجهیزات و بخشهای مرکزی که فعلاً به عنوان بیمارستان فاطمیه شناخته می شود مورد بی مهری قرار گرفته و این مرکز بهداشتی و درمانی سیر نزولی را در سالهای اخیر در پیش گرفته است.

اینکه مسئولین فعلی و سابق برای راه اندازی بیمارستان یا تصویب چارت سازمانی یا تصویب اجرایی شدن آن چه زحماتی کشیده اند بر ما و همشهریان عزیز پوشیده است اما نکته اصلی و اساسی این است که خروجی این تلاشها و زحمات به گونه ای نبوده که شهروندان بادرودی از عواید آن بهره مند شوند و بیشتر شاهد اقوالی این چنینی مبنی بر تصویب، تجهیز و راه اندازی بیمارستان فاطمیه هستیم و بخش بیست و پنج هزار نفری بادرود که تنها در یک کلاس از مدرسه آن هفت دانشجوی پزشکی تحویل این مرز و بوم می دهد، از داشتن ساده ترین و اساسیترین امکانات و تجهیزات بهداشتی و درمانی محروم است و چند مورد تجهیزاتی که در این مرکز وجود دارد یا از دقت کافی برخوردار نیستند و یا پاسخگوی نیازهای شهروندان بادرودی و روستاهای اطراف نبوده و نیست.

آمادگی تعدادی از خیرین منطقه و آمار چشمگیر پزشکان بادرودی در سطح منطقه نوید بخش این نکته است که در صورتی که مسئولین شهر ما فعل خواستن را به خوبی ادا کنند و خود را از زیر سایه سنگین سیاست و اختلاف افروزی رها کنند شهر بادرود پتانسیل داشتن بیمارستانی مجهز را دارد و بیمارستان فاطمیه می تواند از حالت تاسف بار فعلی که صرفاً به مداوای سرپایی بیماران اقدام می کند و تجویز نهایی این مرکز که انتقال بیمار به کاشان می باشد، نجات یابد!

این گفته ها به معنای نقض زحمات مسئولین فعلی و قبلی این مرکز نبوده و نیست بلکه معتقدیم تجهیز این مرکز نیازمند حمایت دیگر مسئولین منطقه از این مرکز بهداشتی و درمانی است و مادامی که این زحمات و تلاشها در قالب خردجمعی و همکاری و همدلی بخشهای مختلف بخش و شهرستان صورت نگیرد، افتتاح بیمارستان فاطمیه، وعده ای پوچ و ... خواهد بود.

  

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 7:27  توسط کویر  | 

منظر تلاش...





وبلاگ کویر بادرود 9 اردیبهشت روز شوراها را به تمامی اعضای شورای شهر بادرود تبریک می گوید. 

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 21:41  توسط کویر  | 

پیام تبریک

معلم با آموختن به یک انسان کلید بهره برداری از گنجینه یی تمام نشدنی را به او می دهد .

«مقام معظم رهبری »

تعلیم و تربیت هدیه و ارمغانی است از جانب خداوند متعال ، و انبیای الهی بزرگ معلمان و مربیان بشریتند و واسطه ای برای هدایت ، پرورش و تعلیم انسان به سوی آموزه های خداوندی ، و در حقیقت آموزگار اصلی بشریت همانا رب تعالی و خدای جهانیان است و از این روست که شغل معلمی را جایگاهی است رفیع و معلمان مورد اکرام همگانند و چه زیبا بزرگ معمار انقلاب اسلامی و مراد و رهبر کبیرمان فرمود : « شما معلمین یک شغل بسیار شریف دارید که همان شغل الله است».
از بهترین امتیازات جامعه بشرى هنر معلمى است. معلم با تعلیم و نشرِ علم، انسانها را به سوى کمال و پیشرفت سوق مى دهد و عشق و ایمان را بر لوح جان و ضمیر پاک انسانها ثبت مى کند و نداى فطرت را در فضاى عالم طنین انداز مى گرداند. در حقیقت تمام ترقیات و کمالات انسانها مدیون معلم است. اساسا تعلیم و تعلم از نعمتهاى خداوند متعال است که اول براى انبیاء و اولیا و سپس به دیگران ارزانى داشته است.به این جهت، معلم بودن از ویژگیهاى انبیاست. خداوند متعال مى فرماید: «او کسى است که در میان جمعیّت درس نخوانده، رسولى از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها مى خواند و آنها را تزکیه مى کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت مى آموزد و مسلما پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند

اینجانب با تکریم و پاسداشت مقام شامخ معلمان عزیز ، بر خود لازم می دانم با گرامیداشت یاد و خاطره همه معلمان شهید و بویژه استاد فرزانه ، شهید مرتضی مطهری ، روز و هفته بزرگداشت مقام معلم را به تمامی معلمان ، دبیران ، اساتید و فرهنگیان گرامی تبریک عرض نمایم.

امید است زحمات و تلاشهای تمامی معلمان و مربیان وارسته و خدوم ، مأجور درگاه حضرت احدیت قرار گرفته و در راستای تحقق منویات داهیانه امام راحل عظیم الشأن (ره) و مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)، با تلاش بیش از پیش و خدمت مضاعف تمامی دست اندرکاران تعلیم و تربیت ، ان شاءالله شاهد رشد و تعالی بیش از پیش کشور و شکوفا شدن هر چه بیشتر استعدادها و توانمندی های جوانان ، نوجوانان و نسل آینده میهن اسلامیمان باشیم .

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته

محمد فیروزی 

نماینده منخب مردم در مجلس شورای اسلامی

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 17:55  توسط کویر  | 

نوجوان بادرودی در مسیر موفقیت...

مهران کبیری نوجوان خوش آتیه بادرودی با درخشش در لیگ نوجوانان قطر ، ضمن حضور در ترکیب ثابت باشگاه العربی قطر چشمهای بسیاری را به خود دوخته است.

این نوجوان بادرودی با زدن چهار گل و دادن چند پاس گل در آستانه دومین سال پیوستنش به باشگاه العربی باعث صعود این باشگاه قطری به فینال مسابقات شد.

فینال این دوره از مسابقات با حضور ثابت مهران کبیری روز جمعه بین تیمهای العربی و الغرافه قطر برگزار خواهد شد.

برای این نوجوان بادرودی آرزوی موفقیت و تحقق آرزوهای ورزشی وی را خواهانیم.

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 7:43  توسط کویر  | 

دهقان فداکار به روایتی دیگر...

عصر روز جمعه ریزعلی برای دیدن فک و فامیلهایش به اریسمان رفته بود؛ او بعد از خداحافظی راه بازگشت به بادرود را درپیش گرفت و چون بنزین ماشینش تمام شده بود و سهمیه آن ماهش هنوز واریز نشده بود با پای پیاده به سمت بادرود حرکت کرد. ریزعلی در راه آهنگ «عروسی بادرودیها..... تماشا داره....» را زمزمه می کرد که ناگهان صدای رعد و برقی شدید، او را به سکوت وادار کرد. باران به شدت شروع به باریدن کرد و گامهای ریزعلی بلندتر و بلندتر میشد. حالا دیگر ریزعلی از اریسمان دور شده بود و به نزدیکی پل راه آهن رسیده بود که با صحنه عجیبی مواجه شد. سیلابی که با بارش باران از سمت اریسمان راه افتاده بود باعث شده بود که اب تا سطح ریلها بالا بیاید و قسمتی از پل را خراب کرده بود. ریزعلی که همین چند ساعت پیش از پای منقل بلند شده بود اول خواست با انگشتش جلوی سد را بگیرد که متوجه شد دچار توهم شده و داستانها را قاطی کرده است. در همین حال ناگهان صدای سوت قطار ریزعلی را از جای خود کند و ریزعلی دستپاچه درسهای دوران دبستانش را مرور میکرد تا به یاد بیاورد که باید چه کاری بکند! ریزعلی به سرعت کاپشنش را از تنش درآورد و با فندکی که توی جیبش بود خواست کاپشن را آتش بزند و راننده قطار را از حادثه اگاه کند که یادش آمد هنوز قسط آخر کاپشنش را نداده و قرار بوده با واریز یارانه این ماه، تسویه حساب کند؛ ریزعلی کاپشنش را روی درختهای یخ زده چغاله بادام گذاشت و جستی به روی ریل پرید و پیراهنش را درآورد تا آن را آتش بزند، ریزعلی فندک را روشن کرد و به پیراهن نزدیک کرد اما دوباره یادش آمد که کارت ملی و کارت سوخت ماشین توی جیب پیراهنش هست و اگر آنها را آتش بزند چون هیچ مرکز خدمات الکترونیکی توی شهر نیست باید حالا حالاها به نطنز یا کاشان برود تا کارت المثنی برای او صادر کنند. ریزعلی بلافاصله مدارکش را از جیبش درآورد و آنها را در گوشه ای امن قرار داد. صدای سوت قطار نزدیک و نزدیکتر میشد و ریزعلی هنوز نتوانسته بود اقدامی بکند. با خودش فکر کرد بهتر است از همین حالا با اورژانس تماس بگیرم تا لااقل آنها سریع خودشان را به محل حادثه برسانند و جان مسافران قطار را نجات دهند اما خیلی زود یادش آمد که اورژانس و بیمارستان بادرود صرفاً یک کاروانسراست که مجروحین در بین راه چند دقیقه ای استراحت می کنند و فوری به کاشان اعزام می شوند؛ ریزعلی که مات و مبهوت نزدیک شدن قطار را به چشم می دید با خود اندیشید که بهتر است مسئولین شهر را در جریان حادثه قرار دهد تا آنها با حضور به موقع خود تدابیر بهتری بیندیشند اما وقتی شماره آنها را گرفت متوجه شد که آنها در این روز تعطیل به شهر خودشان رفته اند و هیچ یک از مسئولین غیربومی در شهر نیستند! باران امان ریزعلی را بریده بود و قطار هم نزدیک و نزدیکتر میشد ؛ حالا یک راه برای ریزعلی بیشتر باقی نمانده بود و ریزعلی مردد بود که آیا این راه را امتحان کند یا نه؟ ریزعلی به یاد بچه های کوچکی که توی قطار در کنار پدر و مادرشان مشغول بازی بودند افتاد. تنها راه این بود که ریزعلی شلوارش را آتش بزند اما او فکر میکرد اگر شلوارش را درآورد و بنده خدایی او را در آن حال ببیند فردا چه پرونده ای برایش باز خواهند کرد و شاید او با این کار آینده اش را سیاه و سیاهتر خواهد کرد. ریزعلی که حال و حوصله گرفتاریهای اداری را نداشت و می دانست اگر شلوارش را برای آتش زدن دربیاورد فردا روزی مجبور است به یک یک ادارات جواب بدهد و الان هم که یکی یکی ادارات شهر در حال کم شدن هستند لابد می بایست هر روز به نطنز برود و بیاید! حالا دیگر ریزعلی راننده قطار را هم می دید و تصمیمش را گرفت؛ او بدون اینکه شلوارش را دربیاورد، با فندک شلوارش را آتش زد و در مسیر روبروی قطار شروع به دویدن کرد، راننده قطار که مشغول گوش کردن آهنگ« بارو بارو، بارونه هی...» بود ناگهان مردی را دید که شلوارش آتش گرفته و به سمت قطار در حال دویدن است ، به سرعت ترمز قطار را کشید و قطار از حرکت بازماند، راننده قطار کپسول اضطراری آتش نشانی را از زیر پایش برداشت و بلافاصله به سمت ریزعلی دوید اما در کمال تعجب دید کپسول عمل نمی کند و تازه یادش آمد که چند ماه پیش قرار بوده آن را شارژ کند ولی هربار امروز و فردا کرده بود. راننده قطار پتویی را برداشت و خیلی زود خودش را به ریزعلی رساند و آن را روی ریزعلی انداخت و آتش را خاموش کرد ...

.......

,,,,,,

......

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 10:25  توسط کویر  | 

سرشماری 90 و چند نکته!!!

چندصباحیست که انتشار آمار غیررسمی سرشماری نفوس و مسکن سال 1390 در شهرستان نطنز و بخش بادرود با حواشی و حرف و حدیثهایی مواجه شده است، نتایج غیررسمی به صورتی عجیب رشد جمعیت را در بادرود منفی گزارش می دهد و جمعیت 17723 نفری بادرود در سال 1385 را در سال 1390، 12792 نفر برآورد می کند!!! این آمار عجیب در شرایطی رقم میخورد که بدون در نظرگرفتن زاد ولد در بادرود، در هر سال به صورت میانگین 60 نفر فوت کرده اند که بعبارتی طی سال 1385 تا 90 نهایتاً 300 نفر از آمار جمعیت کاسته شده و لذا این آمار نشان می دهد بیش از چهارهزار و پانصد نفر در پنج سال اخیر از شهر بادرود مهاجرت کرده اند که شواهد عینی و بازگشت تعدادی از بادرودیهای مقیم مرکز به بادرود گواهی برای عدم اثیات این مدعاست.

اینکه بالاخره یکی از اعضای شورای شهر در انتقاد به برخی نابرابریها در منطقه ، زبان به شکوه باز می کند و با استفاده از جایگاه قانونی خود خواستار پاسخگویی مراجع ذیربط می شود، پدیده ای نادر و خوشایند می باشد و امیدواریم شورای شهر محترم بادرود با پیگیری این امر تا رسیدن به نتایج مطلوب، از حق مردم منطقه دفاع کنند و اجازه ندهند آماری که قرار است منشاء تمام برنامه ریزیهای نسل اینده باشد، مورد ناملایمتیها قرار گیرد.

اینکه چه کسانی از این امر منتفع می شود بر ما پوشیده است، چرا که ارائه آمار صحیح از جمعیت بادرود می تواند به افزایش جمعیت شهرستان نطنز و در نتیجه افزایش قدرت چانه زنی مسئولین شهرستان برای جذب اعتبار و بودجه منجر شود و با اخذ بودجه توسط مسئولین شهرستان، دوستان می توانند همچون سالیان گذشته به تقسیم ناعادلانه بودجه در نطنز و بادرود اقدام کنند و مطمئن باشند که هیچ یک از مسئولین محلی بادرود به چنین امری انتقادی نخواهند کرد و لذا لزومی نداشت تا آمار رسمی کشور عزیزمان ایران مورد بی مهری و تعصب قرار گیرد.

قصد زیر سوال بردن آمار و سرشماری سال نود را نداریم مطمدناً اکثریت قریب به اتفاق عزیزانی که در این طرح مشارکت داشته اند رسالت قانونی خود را انجام داده اند و تا حد توان بر انجام وظایف خود تاکید داشته اند اما اینکه حساسیت تصمیم گیرندگان اصلی در ارائه آمار اصلی تا چه اندازه بوده در پرده ای از ابهام قرار دارد! بنده حقیر طی صحبتهایی که با برخی از دوستان حاضر در سرشماری نفوس و مسکن سال 90 شهرستان نطنز داشته ام، به این نکته تاکید می کردند که متاسفانه از دخیل کردن نیروهای بادرودی در سطوح بالای سرشماری شهرستان پرهیز می شد و هیچ یک از بادرودیهای حاضر در سرشماری نمی توانسند به اطلاعات پایانی دسترسی داشته باشند که ظاهراً در چند مورد درگیریهایی نیز بین حاضرین صورت گرفته و انتقاداتی وارد شده که به دلیل کم توجهی مسئولین بخش هیچ کس پاسخگوی این کاستیها نبوده است.

حال باید منتظر بنشینیم تا ببینیم در نتایج رسمی سرشماری سال 90 چه آمارهایی از جمعیت شهرستان نطنز و بخش بادرود اعلام می شود، در صورت تایید نتایج غیررسمی ذکر شده، باید گفت سیاست دولت در خروج 5هزار کارمند از تهران با شکست مواجه شده است چرا که تنها از شهر بادرود، بالغ بر پنج هزار نفر به سمت شهرهای بزرگ و اصولاً تهران بزرگ مهاجرت کرده اند!!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 16:40  توسط کویر  | 

اگر بادرودی هستید، بخوانید...

اگر شما هم مثل بنده حقیر از آن دست بادرودیهایی هستید که با دیدن هنرنمایی یک بادرودی در هر زمان و مکانی ذوق می کنید و کیفتان کوک می شود، پیشنهاد می کنیم حتماً بیننده- مسابقه 4در4 -شبکه چهارم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران باشید.

در این برنامه قرار است یکی از جوانان هنرمند و توانمند بادرودی در قالب تیم دانشجویی دانشگاه کاشان به رقابت با سایر دانشجویان دانشگاههای کشور بپردازد.

حضور این جوان بادرودی در مسابقه قدری متفاوت با حضور دیگر شرکت کنندگان است و از بیان علت این امر به دلیل حفظ جذابیت فعلاً خودداری میکنم!

قسمتهای ابتدایی این مسابقه آغاز شده و روز یک شنبه سوم اردیبهشت رقابت دانشگاه کاشان و دانشگاه امام حسین(ع) با حضور این جوان بادرودی ساعت 17 از شبکه چهارم پخش خواهد شد. 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 17:16  توسط کویر  | 

گردهمایی دانش اموزان دیپلم علوم تجربی سال1372 دبیرستان دستغیب

دانش آموزان دیپلم علوم تجربی دبیرستان شهید دستغیب بادرود بعد از 19 سال گرد هم جمع شدند و خاطرت شیرین دوران مدرسه را زنده کردند.

در این محفل صمیمی که در روز دوم فرودین سال نود و یک در منزل یکی از دانش آموزان برگزار شد، همکلاسیهای قدیمی در لباس اقشار و اصناف مختلف حضور داشتند.

حاضرین:علی رجبی-محمد رضا حیدری-محمود فروزاد-عبدا... بیگی-ابراهیم فروسی- عباسعلی فردوسی-محمد ماهیان-علی فیروزی-محسن رفیعیان-علی کربلایی- محمود دهقانی-علی حیدری-عبدا... میرزایی-محمد رضا شهنازی-محمود شهبازی-علی محمد عسگری-محمود شهنازی-رحیم سلمانی-علیرضا شهنازی-محسن طباطبای-عبدا... وارسته-علی نجاتیان-رضا موحدی و علی نجاتیان البته این مراسم غایبینی داشت که بدلایل شغلی و مسافرت نوروزی امکان حضور نداشتند.

برای همه بادرودیهای عزیز در هر نقطه ای از دنیا آرزوی موفقیت و سلامتی می کنیم...

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 17:7  توسط کویر  | 

تذکره البنا...

آن ساختمان همیشه ناتمام بادرود، آن که افتتاح نخواهد شد به زودی زود، آن مناسب برای همایش و نمایش، آنکه به هنر و هنرمند میدهد آسایش، آن تالار در حسرت افتتاح مانده، آنکه در کفش خواهند ماند نسلهای آینده، آن کلنگش به زمین نشسته سی سال پیش، آنکه ندارد مسئول پیگیر و سریش، آن امید و آرزوی هنرمندان، آن رقیب جدی ورزشگاه نقش جهان!!!، آن که درج شد سال تاسیسش سیصد و هشتاد، همو که هرگز این اتفاق برایش نیفتاد!، آن همیشه درصد پیشرفتش هشتاد و پنج، آن از برای هنرمندان یادآور محنت و رنج، آن به خود دیده مسئولان زیاد، آنکه قولها برای اتمامش میکند بیداد، آنکه نام نهاده شد بر آن تالار، آن ساختمان مفلس بی صب و سالار!!!، آن بودجه ها آمده به نامش فراوان، آن به نام این به کام فلان و فلان!!!،آن منتظر نشسته از برای اعتبار استانی، آنکه اتفاق نخواهد اوفتاد به این آسانی، آنکه دو نام دارد روی کاشی سر در، یکی تالار فرهنگ، یکی فرهنگ و هنر...

گویند کلنگش شروعش آغاز دهه هشتاد بود و پیشرفتش حسابی راکد و کساد بود و تکمیلش مایه خوشحالی هنرمندان شهر باد بود و مکانش جنب اداره ارشاد بود و پیمانکارش برای هر تصمیمی آزاد بود و از نظر تاخیر در افتتاح الگو و نماد بود و شاهد قولهای مساعد زیاد بود و نیازمند همت مضاعف و جهاد بود و دل هرکس از تاخیرش ناشاد بود و افتتاحش بر روی درد هنردوستان پماد بود و پیشینه اش به قدمت قوم ماد بود و تکمیلش به این زودیها مراد!!!

در خاطر دارم سه سال پیش در چنین ایامی یکی از هنرمندان که امورات تالار را پیگیر بود و از تاخیر در افتتاحش دلگیر نزد بنده حقیر آمد و مژده بداد که الا ای کویر، بدان و آگاه باش که به همت مسئولین تالار فرهنگ و هنر در دهه فجر امسال افتتاح همی خواهد شد و باید از برای داشتن پایگاهی برای هنرمندان باد پیگیر باشیم، حال سه سال از آن روز می گذرد و چهارمین دهه فجر نیز در پیش است اما خبری از افتتاح نیست و جوان هنرمند همچنان منتظر و پیگیر...

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 10:1  توسط کویر  | 

عدم مراجعه به سایت رفاهی= قطع یارانه!!!

خبر خیلی خیلی مهم برای سرپرست خانوارها 
افرادي كه پيامك سازمان هدفمندسازي يارانه ها مبني بر انصراف از دريافت يارانه را دريافت نموده اند و يا افرادي كه مبلغ 280000 ريال مابه التفاوت را دريافت ننموده اند ، فقط تا دهم ارديبهشت ماه فرصت دارند به سايت سازمان هدفند سازي يارانه ها به نشاني : www.refahi.ir مراجعه و گزينه عدم انصراف را تاييد نمايند.

عدم مراجعه به سايت اعلام شده ، انصراف تلقي مي گردد و يارانه ارديبهشت ماه اين خانوارها قطع مي شود.

تذکرمهم:باز هم تاکید می شود که تا ۱۰/۰۲/۱۳۹۱ فرصت دارند تا عدم انصراف خود را در سات www.refahi.ir اعلام نمایند.


تذکر خیلی مهم:

کسانی که نمی خواهند از دریافت یارانه انصراف بدهند حتماً باید عدم انصراف خودشان را در سایت رفاهی ثبت کنند در غیر این صورت یارانه آنها قطع خواهد شد!!!!

1- به سایت رفاهی بروید و از سه گزینه اعلام شماره حساب- اعلام اطلاعات یارانه پرداختی و گزینه انصراف/عدم انصراف گزینه سوم یعنی انصراف/عدم انصراف را بزنید

2- در مرحله بعد برای ورود به سایت باید اطلاعاتی از قبیل کدملی و سریال شناسنامه و کد امنیتی را وارد کنید، در صورت درج کدملی و کد امنیتی با واردکردن هرعدد 6رقمی به جای سریال شناسنامه وارد سایت رفاهی می شوید!! یعنی در واقع شما کافیست کدملی خود را به همراه داشته باشید که این یکی از نقاط ضعف اصلی این سایت می باشد!

3- در مرحله بعد برای کل مبلغ یارانه گزینه عدم تایید را کلیک کنید و در مراحل بعدی نیز همین گزینه عدم تایید را کلیک کنید تا جایی که به شما گفته می شود کد عدم انصراف برای تلفن همراه شما ارسال میشود، به محض کلیک بر روی گزینه تایید( تایید عدم انصراف) به فاصله چند ثانیه کد عدم انصراف به تلفن همراه شما ارسال می شود و شما باید این کد را در مرحله بعد وارد نموده و گزینه ثبت یا تایید را بزنید و در پایان پیامی برای شما ظاهر می شود با این مضمون که درخواست عدم انصراف شما مورد بررسی قرار می گیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 14:44  توسط کویر  | 

شاید این جمعه بیاید شاید...

برگزاری مراسم پرفیض دعای ندبه 

سخنران مداح مراسم پرفیض دعای ندبه :

 حاج سیدمهدی میرباقری

 حاج مهدی زین العابدین

زمان: ساعت ۶ صبح - روز جمعه - مورخ ۰۱/۰۲/۱۳۹۱ 

مکان: مسجد حضرت ابوالفضل العباس(ع) شهر بادرود 

باشرکت شما عزیزان در این مراسم باشکوه و پرفیض دعای ندبه هم دل امام زمان و هم دل شیفتگان به آن امام را شاد می کنید. ضمنا نمایشگاه بیت الاحزان هم در جوار مسجد ابوالفضل العباس ( حسینیه حضرت ابوالفضل(ع) )برقرار می باشد .لطفا شرکت نمائید باتشکر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 11:30  توسط کویر  | 

نعمتهایی که قدرشان را نمی دانیم...

سالیان مدیدی است که منطقه بادرود با بحران کم ابی و خشکسالی روبرو شده است و همگان به ضرورت اتخاذ تصمیمی اساسی برای حل این بحران تاکید می کنند، سفره های زیرزمینی منطقه در حال پایین و پایین امدن بوده و هر ساله مساحت زمینهای کشاورزی کم و کمتر می شود، اما به راستی مسئولین امر و نهادهای ذیربط حتی کوچکترین قدمی برای تعدیل و تلطیف این بحران برنداشته اند و بزرگترین همت دوستان، قرائت نماز باران برای بارش باران بوده که ظاهراً از انجام این فریضه الهی هم برخی دوستان سرباز می زنند!

بارندگی های گسترده اخیر در منطقه بی مدیریتی مسئولین منطقه را برای استفاده از این نعمت الهی بر همگان مبرهن ساخت و بارش بارانی که می توانست نعمتی برای کشاورزان باشد، در پاره ای از اوقات اسباب تکدر خاطر و رنج و محنت آنان را فراهم ساخت و کوچکترین کمکی به افزایش ابهای زیرزمینی منطقه نکرد، در حالی که بسیاری از صاحب نظران بر این عقیده اند که با حفر چاههای عمیق در برخی مناطق و هدایت ابهای حاصل از بارش باران در نواحی مختلف می توان به افزایش سطح سفره های زیرزمینی در بازه های زمانی مختلف کمک کرد.

پربیراه نیست بگوییم حجم ابی که در روزهای اخیر در شهر بادرود شاهد آن بودیم با بازدهی دویست و پنجاه چاه کشاورزی در طول یکسال برابری میکرد و در صورت استفاده از این فرصت و هدایت صحیح آب، هرچند در مقیاسی اندک ولی درصدی از مشکلات کم ابی منطقه تعدیل میشدو شاهد وقوع سیلاب و خسارتهای احتمالی در منطقه نبودیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 21:9  توسط کویر  | 

امان از دست بساز بندازها!!!

وقتی کویر را آب می برد!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 13:56  توسط کویر  | 

بادرود در انتظار بارشی دیگر!!!!

در حالی که تا این لحظه از روز یعنی یک شنبه ساعت 12:30 شهروندان بادرودی شاهد روزی آفتابی در شهر بادرود هستند، شهروندان کاشانی بی سابقه ترین بارش باران را در بیست سال اخیر شاهد هستند.

بارش باران به همراه تگرگ در برخی از مناطق کاشان به حدیست که به گفته حاضرین محلی در طول بیست سال اخیر چنین بارشی در کاشان رخ نداده است.

با این وجود، احتمال بارش باران در ساعتهای اخیر در شهر بادرود نیز پیش بینی می شود.

امیدواریم نهادهای ذیربط امکانات و تمهیدات لازم را برای مقابله با سیل و بارشهای احتمالی آماده کنند تا بارش باران زیبای بهاری، کام شهروندان را تلخ نکند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 12:44  توسط کویر  | 

تازه ترین تصاویر از سیل در بادرود

 با تشکر از وبلاگ بادرود رسانه و باداباد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 22:21  توسط کویر  |